آلودگی بو و کنترل آن در محیطهای صنعتیامروزه آلودگی بو (Odor Pollution) یا همان بوهای ناخواستهای که شامه انسان را اذیت میکنند به عنوان یکی از آلودگیهای جدید زیستمحیطی مطرح است. به دلیل افزایش زندگی شهری و صنعتی شدن جوامع و نیز افزایش آگاهی مردم در مورد «محیط زیست پاک» توجه به بو به عنوان یک آزاردهنده محیطزیستی در حال افزایش است. در نتیجه باید تلاشهایی برای حذف مشکلات بو صورت پذیرد تا کیفیت مطلوب محیطزیست حفظ شود. در این چارچوب داشتن درک صحیحی از مشکل بو و منبع آن و نحوه انتشار و روشهای تخفیف و شناسایی، از جنبههای بسیار مهم در بحث الودگی بو است. هنگام مواجهه با بحث آلودگی بو یکی از چالشها همانا روشی برای تشخیص بوهای منتشره است. بحث تشخیص یکی از موارد حیاتی در هنگام اجرای قوانین زیست محیطی است چون با استناد بر نتایج این بخش است که میتوان انتشار ترکیبات مولد بو در محیط زیست را به اثبات رساند. بر این اساس باید گفت که فقط بر پایه یک روش تشخیص موفق و عالی است که میتوان به اطلاعات ملموس دست یافت و برای اجرای این روش نیز به یک ابزار مطمئن نیاز است. البته در صنعت نیز تمایل روزافزونی برای ایجاد و ساخت یک سیستم تشخیص قابل اعتماد برای اندازهگیریهای بلادرنگ ( Real-Time ) وجود دارد. در این راستا باید یک سیستم ساده و سریع برای اندازهگیری پیوسته ( Online ) ایجاد شده و از روشهای زمانبر اجتناب شود. بر این اساس دیگر به روشهای مرسوم نمونهبرداری و آنالیز نیازی نبوده و میتوان تشخیص و اندازهگیری میزان ترکیبات مولد بو را سریعاً انجام داده و در صورت نیاز، نتایج را نمایش داد. جدیدترین روش تشخیص بو، روش کلاسیک اولفکتومتری ( Olfactometry ) است. در این روش ارزیابی بو بر پایه تشکیل یک گروه ( پانل ) از افرادی خاص ( با حساسیت متوسط ۹۵ درصدی نسبت به بو ) است. در این روش فرض میشود که اختلافات فیزیولوژیک در توانایی بویایی اعضای پانل تاثیر زیادی بر نتایج ندارد. این روش پرهزینه بوده و نیازمند یک آزمایشگاه مجهز و نیز افرادی دورهدیده برای بو است تا بتوان به نتایج قابل اعتماد دست یافت. به علاوه برای سنجشهای مداوم که زمانبر نیز باشند، بکارگیری سیستم بویایی انسان مقرون به صرفه نیست. تعدادی از تحقیقات در زمینه سیستمهای تشخیص بو برای بهبود سیستمهای کنونی تلاش میکند. به علاوه توسعه سیستمهای جدید و مناسب دستگاهی ( و نه بر پایه حس بویایی انسان ) برای افزایش مقبولیت نزد کارفرمایان و اجتناب از بروز نظرات شخصی در اندازهگیری بو نیز دارای اهمیت است. در حال حاضر در جهان در مبحث بوهای ناخواسته، دو موضوع مورد بررسی قرار داشته و سعی میشود که رابطه بین آلودگی بو و تجهیزات تشخیصی بیان شود : ۱- تحقیق در زمینه انتشار بیوژنیک بو در محیط زیست و روشهای کاهش آن ۲- فعالیت در زمینه تجهیزات تشخیص بو مروری بر آلودگی بو در محیطزیست منابع و پراکندگی بو در این قسمت سعی بر آن است که رابطه بین یک فعالیت ( اعم از صنعتی، کشاورزی، خانگی و غیره ) به عنوان منبع بو و انتشار آن مشخص شود. در چارچوب بحث کاهش بو، یافتن یک چنین رابطهای مهم و حیاتی است چون میتوان فهمید که کدام فعالیت باعث تولید بو شده و نوع ترکیباتی که ممکن است تولید شود نیز مشخص میشود. مثلاً در یک نیروگاه مازوت سوز عمده بوی تولیدی، ناشی از ترکیبات گوگردی موجود در سوخت است ولی در تصفیه خانه فاض لاب نیروگاه این بو بخاطر وجود سولفید هیدروژن و آمونیاک است. جدول ۱ نشاندهنده منابع بو در محیط زیست و ترکیبات منتشر شده بودار است. در جدول ۲ بعضی از ترکیبات اصلی بودار و مشخصه بویایی آنها ذکر شده است. ترکیبات گذشته از اینکه از چه منابعی باشند در صورت توزیع شدن در محیط اطراف، به مقوله مهمی در بحث آلودگی بو تبدیل میشوند. این بدان معنی است که مولکولهای بو از منبع بو خارج شده و در محیط اطراف پراکنده شدهاند. اساساً اگر مکانیزمی برای پخش بو وجود نداشته باشد، بوی تولیدی باعث شکایت مردم ساکن در اطراف منبع بو نخواهد شد. از این جهت است که تعداد زیادی از محققین نحوه پخش بو در محیط را نه تنها به کمک مدل بلکه از طریق اندازهگیری مستقیم مورد تحقیق قرار میدهند. در ادامه نمونههایی از این تحقیقات در مورد ترکیبات منتشره، پخش بو و مدلسازی این توزیع، ذکر میشود. در سال ۱۹۹۶، Kuroda و همکارانش ترکیبات بدبو ( اسیدهای چرب فرار، آمونیاک و ترکیبات حاوی سولفور )، گازهای گلخانهای ( متان [ CH4 ] و اکسید نیترو [ N2O ] حاصل از یک کارخانه کمپوست کننده مدفوع حیوانات را مورد بررسی قرار دادند. آنها یک الگوی اولیه از ترکیبات بدبو و دو گاز گلخانهای را برای کمپوست کردن پسماندهای جامد ارائه کردند. در ۱۹۹۸، Valasaraj مدلی برای ترکیبات بودار ارائه کرد و رابطه آن را با شرایط آب و هوایی، توپوگرافی و نحوه توزیع ارائه کرد و غلظت بو ( ) در هر زمان به همراه نرخ انتشار بو از یک دودکش و نیز منابع نقطهای را به دست آورد. در سال ۱۹۹۸، Corsi و Olson مدلهایی را به دست آوردند که تخمین ترکیبات آلی فرار حاصل از یک تصفیه خانه فاضلاب را مقدور میساخت. آنها یک مرور کلی بر روشهای تخمین ترکیبات بودار و نیز مدلهای کامپیوتری موجود انجام دادند. در سال ۱۹۹۸، Frechen و Koster یک روش اندازهگیری بنام ” ظرفیت انتشار بو ( OEC ) ” برای بیان پارامتر تاثیرگذار بر مقدار و تغییر جریان جرمی ترکیبات مولد بو پیشنهاد کردند که به عبارت دیگر بیانگر مقدار ترکیبات بودار موجود در مایع است. آنها نتیجهگیری کردند که تعیین پارامتر OEC یک ابزار جدید و بسیار با ارزش برای ارزیابی مایعات مختلف در زمینه پتانسیل انتشار بو است. به علاوه میتوان ظرفیت انتشار ترکیبات خاص موجود در فاز مایع (مثل سولفید هیدروژن) را برآورد کرد. در سال ۲۰۰۰، McIntyre تاکید کرد که بکارگیری صحیح و هوشمندانه مدلهای توزیع اتمسفری یک جزء اصلی از ابزارهای فنی برای مواجهه با مشکلات حاصل از بو است. بعلاوه او متذکر شد که مدلسازی یک ابزار خوب و مناسب برای انتخاب و ارزشگذاری اثرات مفید هر برنامه کنترل بو در تصفیهخانههای فاضلاب است. Wallenfang در سال ۲۰۰۲ یک مدل برای توزیع گاز را بسط داد و پارامترهای آن را به صورت تجربی ارزیابی کرد. میتوان از این مدل عددی برای پیشگویی الگوی توزیع مولکولهای بودار در محیط اطراف و نیز نمایش نحوه توزیع مولکولهای بودار از میان یک مانع استفاده کرد. مشخصات مولکولهای بو اساساً بوهایی را که ما در فضای اطراف خود تشخیص میدهیم نتیجه فعل و انفعال بین مولکولهای مواد بودار و سلولهای بویایی واقع در بینی ما هستند. برای مثال زمانی که تنفس میکنیم، ما مولکولهای فرار را به داخل بینی خود کشیده و این مولکولها با سلولهای حسگر موجود در آنجا واکنش داده و اینکار باعث ایجاد پالسهای عصبی شده و ما آن را ادراک میکنیم. به همین صورت یک بوی نامطبوع مثل بوی تخممرغ گندیده به این دلیل احساس میشود که بین مولکولهای بودار بوتیل مرکاپتان موجود در حفره بینی و سلولهای حسگر، یک فعل و انفعال رخ میدهد. پارامترهای بو طبق دستهبندی سال ۲۰۰۱ در سازمان حفاظت محیطزیست آمریکا (EPA) بو دارای چهار پارامتر یا بعد است که عبارتند از قابلیت تشخیص (Detectability)، شدت (Intensity)، کیفیت (Quality) و حالت دلپذیری (Hedonic Tone) الف) قابلیت تشخیص، اشاره به حداقل غلظت ترکیب بودار برای شناسایی توسط درصدی از افراد حاضر در تست دارد. تشخیص بو با رقیق کردن بو تا حدی که ۵۰ درصد از افراد حاضر در پانل یا گروه تست، دیگر آن بو را تشخیص ندهند میسر میشود. ب) شدت، دومین پارامتر در درک احساسی موادبودار است و اشاره به قدرت درک شده بو با میزان تاثیر بو دارد. این شدت تابعی از غلظت است. در سال ۱۹۶۱ رابطه شدت ادراک بو و غلظت آن توسط Stevens به صورت یک تابع نمایی بیان شد: S = KIn S= شدت ادراک بو(به صورت تجربی برآورد میشود) I= شدت فیزیکی (غلظت بو) K= ثابت N= توان استیونز ج) کیفیت بو سومین پارامتر آن به شمار میرود. این کیفیت توسط یک سری کلمات شاخص بیان میشود که هر کلمه نشاندهنده حس بویایی ناشی از یک ماده است. این یک کار کیفی است که نتیجه آن توسط کلمات بیان میشود مثلاًگفته میشود که بوی «میوه» میدهد. در جدول لیستی از این حسها آورده شده است. د) حالت دلپذیری همانا یک نوع دستهبندی بو برای «مطبوع» یا «نامطبوع» بودن بو است. این دستهبندی میتواند از «بسیار مطبوع» (بیشترین امتیاز و مثبت) تا «نامطبوع» (کمترین امتیاز و منفی) تغییر کند. شناخت مشخصات بو بحث شناخت شاخصهای بو در ارتباط با نوع فناوری کنترل آلودگی بو است. در این راستا باید مشخصات فیزیکی و شیمیایی مولکولهای بو پیش از انتخاب نوع فناوری کنترل، به خوبی شناخته شود. Card در ۱۹۹۸ مثالی از انتخاب یک روش فیزیکی و یک روش شیمیایی برای کنترل بو را بیان کرد. روش فیزیکی برای زمانی است که ترکیبات در فازهای مختلف بوده و یا اندازه ذرات متنوعی را در خود دارد. اگر این ترکیبات علاوه بر فاز گاز در فاز مایع نیز باشند، بنابراین باید جداسازی آنها به صورت شیمیایی انجام شود. در ادامه نمونههایی از ارتباط بین مشخصات بو و نوع کنترل آلودگی مربوطه ذکرمیشود. الف- فشار بخار- فشار بخار بیانگر غلظت فاز گاز در حال تعادل با فاز مایع خالص در یک دمای خاص است. شناخت فراریت یک ترکیب دارای تاثیر زیادی بر روی نوع کنترل VOC و بو است. به عنوان مثال هگزان شدیداً فرار بوده و عملیات جذب تاثیری بر آن ندارد چون این ماده سریعاً از روی ماده جاذب تبخیر میشود. در اینگونه موارد میتوان از اکسیداسیون حرارتی استفاده کرد. ب- حلالیت در آب- حلالیت در آب به صورت غلظت فاز آبی که در تعادل با فاز جزء خالص است، بیان میشود. اساساً توانایی یک ترکیب برای انحلال در آب به عنوان یک عامل اساسی در تعیین ترکیبات مناسب برای شستشو با مایع (Liquid Scrubbing) است. همواره باید متوجه موضوع حلالیت ترکیبات بودار در آب بود چون روشهای نمونهبرداری از سایت، مستلزم یک مرحله سرمایش است که در آن قسمتی از ترکیبات بودار در آب حاصل از کندانس شدن، حل شده و از فاز گازی خارج میشوند. ج- یونیزاسیون- اگر یک ترکیب بودار در محلول یونیزه شود کارآیی سیستم اسکرابر شدیداً افزایش خواهد یافت. به عنوان مثال حذف آمونیاک و سولفید هیدروژن از جریان یک گاز، شدیداً وابسته به این موضوع است که این گازها در محلول یونیزه میشوند. افزودن اسید (برای حذف آمونیاک) یا قلیا (برای حذف سولفید هیدروژن) باعث افزایش شدید راندمان حذف این ترکیبات در اسکرابر میشود. جرم مولکولی، فراریت و گروههای عاملی عموماً ترکیبات مولد بو دارای وزن مولکولی بین ۳۰۰-۳۰ هستند. این از آن جهت است که مولکولهای سنگینتر از این مقادیر در دمای اتاق، دارای فشار بخار بسیار پایینی برای تولید بو هستند. البته فراریت مولکولها به ندرت از وزن مولکولی آنها قابل تشخیص است. در این بین قدرت فعل و انفعال بین مولکولهای دارای نقش اصلی بوده و از این رو مولکولهای غیرقطبی فرارتر از مولکولهای قطبی هستند. نتیجه آنکه اکثر مولکولهای مولد بو دارای یک و یا حداکثر دو گروه عاملی قطبی هستند. از این رو مولکولهای دارای تعداد بیشتری گروه عاملی آنقدر غیرفعال میشوند که دیگر بویی تولید نمیکنند. در جدول ۳ لیستی از گروههای عاملی موجود در انواع مولکولهای مولد بو آورده شده است. این مولکولها همانهایی هستند که افراد به طور مستمر با آنها مواجه شده و آنها را بو میکنند. مشاهدات انجام شده در دو کارخانه کمپوست درشهرهای اشتوتگارت و بن نشان میدهد که موارد فوق با نتایج مطابقت دارد. ترکیبات مولد بو در کارخانه نزدیک اشتوتگارت دارای طیف وزن مولکولی (آمونیاک) تا ثوجون (thujone) هستند. در کارخانه نزدیک شهر بن نیز وزن مولکولی ترکیبات بین (اتانول) و (لیمونن) بوده است. بو به عنوان یک مزاحمت زیستمحیطی در جدول ۲ لیستی از ترکیبات مولد بوهای ناخواسته که به عنوان مزاحمتهای زیستمحیطی مطرح هستند، آورده شد. با این وجود توافق در مورد مطبوع یا نامطبوع بودن امری کاملاً مشخص است. مطبوع یا نامطبوع بودن نتیجه احساس هر شخص است. مطالب زیر ایدههایی را در مورد مطبوع یا نامطبوع بودن و نیز پاسخ انسانها به بوهای مختلف را بیان میدارد: – واکنشهای انسان نسبت به بو شبیه واکنش ما به دیگر محرکهای حسی است. یعنی غیر ارادی و خودبخودی، دوست داشتنی یا دوست نداشتنی، و یا بیتفاوتی خواهد بود. – الزاماً عکسالعملهای فوق دارای دلیل نیز نخواهند بود. اگر دلایلی نیز برای آنها بیان شود چندان موجه نیستند. – گاهی تجربه قبلی نسبت به یک بو یا بوی مشابه بیانگرخوب بودن یا بد بودن یک بو است. – بر اساس نیازهای بدن، بوی غذاها میتواند مطبوع یا نامطبوع باشد. – بوهای مطبوع، چیزهای زیبای موجود در محیطزیست را در احساس ما القا میکند. البته یک توافق کلی در مورد بوهای نامطبوع تجربه شده وجود دارد مثل بوی تند و سوزانده ( آمونیاک )، تخممرغ گندیده، تعفن ( زباله ) و بوی ترشیدگی، بوهای خوش ( گل )، تازه ( فضای آزاد ) و اشتهاآور ( غذا ) نیز بعنوان بوهای مطبوع به شمار میروند. یک نتیجهگیری مشروط میتواند آن باشد که اگر یک بو به عنوان مزاحمت زیست محیطی مطرح است، پس آن بو، نامطبوع است. حساسیت فردی نسبت به کیفیت و شدت یک ترکیب بودار شدیداً متغیر بوده و این تغییر به دلیل تفاوت در حساسیت قدرت شامه و پاسخهای فیزیکی افراد نسبت به یک مقدار معین از هوای تنفس شده است. این باعث تمایز بین “بو ( odeor )” که یک موضوع حسی است با ” مواد بودار ( odorant ) ” که یک ترکیب شیمیایی فرار است میشود که این موضوع برای افرادی که با مسئله بو مواجهه هستند، دارای اهمیت است. زمانیکه مواد بودار در هوا منتشر میشوند، شخص ممکن است آن بو را درک کرده و یا درک نکند. زمانیکه مردم مقادیر یا نوع نامطبوعی از بو را متوجه شوند، باید دانست که انتشار ترکیبات بودار ” مشکل بو ” را پدید آورده است [ EPA , 2000 ]. نتیجه آنکه ” مشکل بو ” حاصل یک بوی نامطبوع است. در کشورهای مختلف بخصوص کشورهای صنعتی قوانینی برای کنترل بو در محیط زیست وجود دارد که نشان میدهد توجه به هوای پاک و درخواست برای آن یکی از جنبههای مهم محیط زیست انسانی است. این موضوعات را میتوان در قوانین مربوط به انتشار بو در کشورهای مختلف مشاهده کرد. برای مثال در آلمان قوانین مربوط به کنترل بو بسیار شدید است که این موضع به دلیل تراکم بالای جمعیت و تعداد زیاد تصفیه خانههای فاضلاب است. بدین دلیل تقریباً غیر ممکن است که محلی برای ساخت تصفیه خانه پیدا شود که باعث رنجش مردم به دلیل بوی آن نشود. البته تعدادی از تصفیهخانهها از قبل در نزدیکی محلهای مسکونی ساخته شدهاند و مردم نیز از بوی آنها شکایت دارند. در بررسی قوانین، مقررات و راهنماییهای منتشر شده درباره بوی ناشی از صنایع میتوان به ضوابط کشورهای آلمان، کانادا و آمریکا اشاره کرد. فناوری های کاهش آلودگیهای بو برای کاهش بوی ناشی از گازهای آلوده چندین روش وجود دارد. با این وجود هیچ فناوری منحصر به فردی که بتواند به صورت موثر و اقتصادی برای تمامی کاربردهای صنعتی و تجاری به کار گرفته شود، وجود ندارد. میزان تاثیر یک فناوری را میتوان از طریق دبی و غلظتی دریافت که در آن تصفیه به صورت کامل و با صرفه انجام میپذیرد. در مورد تمام فناوریها بایستی توجه داشت که صرفهپذیر بودن موضوعی است که به شرایط هر پروژه بستگی دارد. Gao و همکارانش در سال ۲۰۰۱ یک مقایسه فنی و اقتصادی بین فناوریهای بیوفیلتراسیون و اکسیداسیون شیمیایی مرطوب ( اسکرابر ) برای کنترل بو در تصفیهخانههای فاضلاب انجام دادند و نتیجه گرفتند که تغییرات فصلی میتواند یکی از پارامترهای مهم برای انتخاب روش کنترل بو باشد. در ادامه روشهای موجود کنونی مرور خواهند شد. سیستمهای بیولوژیکی تصفیه بیولوژیکی برای مواردی است که غلظت اندکی از آلاینده در حجم زیادی از هوا موجود باشد. بعلاوه تصفیه شیمیایی نیازمند افزودنیهای خورندهای است که باعث بروز مشکلات زیست محیطی خواهد شد و از سوی دیگر فرآیندهای فیزیکی باعث از بین رفتن آلودگی نمیشوند بلکه آلاینده را به جریان جدیدی انتقال میدهند که مجدداً باید تصفیه شود. سیستمهای بیولوژیکی به کار گرفته شده برای کنترل بو اساساً بر فعالیت میکروارگانیزمها تاکید دارند تا آنها بتوانند مولد بو در هوای آلوده را در سیستم خود به دیاکسیدکربن و آب تبدیل کنند. سیستمهای بیولوژیکی عبارتند از بیوفیلترها، اسکرابرهای بیولوژیک ( بیواسکرابر ) و فیلترهای چکاننده بیولوژیکی که غالباً به اینها بیوراکتورها نیز گفته میشود. در جدول ۴ ترکیباتی که امکان تجزیه موفق آنها در اینگونه سیستمها وجود دارد، ذکر شده اند. درجداول ۵ و ۶ و نیز شکل ۱ موارد اختلاف، مزایا و معایب این بیوراکتورها ذکر شدهاند. در این بین بیوفیلترها وسیعترین کاربردها را داشته و به عنوان سیستمهای تصفیه بیولوژیکی فاز بخار پذیرفته شده اند و شکلهای مختلف آن برای بیش از ۳۰ سال است که در نقاط جهان مورد استفاده قرار گرفته اند. در اسکرابرهای بیولوژیکی و نیز فیلترهای چکاننده بیولوژیکی، آلایندههای موجود در گاز پیش از آنکه توسط میکروبهای معلق یا تثبیت شده تجزیه بیولوژیکی شوند، جذب فاز مایع می شوند. در فیلترهای چکاننده بیولوژیکی، میکروبها روی آکنه معدنی تثبیت شده و میکروبهای معلق در فاز آب وظیفه تجزیه آلایندههای جذب شده در فاز آب را هنگام عبور از راکتور بر عهده دارند. در بیواسکرابرها پس از جذب اولیه آلاینده، تجزیه آلایندهها توسط گروهی از میکروبهای معلق و در یک مخزن جداگانه انجام میشود. سیستمهای شیمیایی و سیستمهای هیبریدی در حال حاضر چندین فناوری شیمیایی در این زمینه وجود دارد. در این فناوریها به کمک افزودن مواد شیمیایی به مایع یا اکسیداسیون حرارتی و یا شستشوی شیمیایی، این کار صورت میپذیرد. افزودن مواد شیمیایی به مایعات برای کنترل بو بر اساس واکنش مولد بو با یک ماده شیمیایی عمل میکند. این مواد شیمیایی باعث کاهش غلظت ترکیبات مولد بو در فاز آبی شده و از انتشار این ترکیبات جلوگیری میکند. برای مثال یکی از ترکیبات اصلی بودار موجود در فاضلاب ترکیب سولفید هیدروژن ( H2S ) است. افزودن مواد شیمیایی میتواند موازنه اکسیژن در فاضلاب را بر هم زده و اینکار را از طریق (۱) اکسیداسیون سولفیدها، (۲) ته نشینی سولفیدهای محلول یا (۳) تغییر توانایی ارگانیزمهای احیا کننده سولفات یا سولفیدهای آلی، باعث ایجاد سولفیدها شود. البته نمونههایی از بکارگیری اکسیدکنندههایی مثل کلر (CL2 )، هیپوکلریت سدیم ( NaoCl ) یا پرمنگنات پتاسیم KMnO4)) و پراکسیدهیدروژن ( H2O2 ) وجود دارد. در عملیات اکسیداسیون حرارتی یک هیدروکربن مولد بو در حضور اکسیژن و دمای C 1400-700 به دی اکسیدکربن و بخار آب تبدیل میشود. با بکارگیری کاتالیزورهای از قبیل پلاتین، پلادیوم، روبیدیوم میتوان دمای این عملیات را به CC 700-300 کاهش داد. در زیر معادله کلی این عملیات نشان داده شده است : در فرآیند شستشوی شیمیایی، ترکیبات مولد بو به داخل یک اتاقک واکنش رانده میشوند تا در آن تماس بین این ترکیبات با توده مه شکل یا قطرات ماده شیمیایی، بوجود آید. در این سیستم، فرآیند حذف بو از طریق اسپری کردن قطرات بسیار ریز یک ماده رقیق شیمیایی به درون گازهای آلوده عبوری از یک اتاقک باریک و استوانهای شکل انجام میشود. در ادامه هوای تمیز خروجی از این اتاقک واکنش از طریق یک دودکش در اتمسفر تخلیه میشود. سیستمهای هیبریدی تلفیقی از چند سیستم مختلف است. این سیستمها در بسیاری از کاربردهای صنعتی با صرفهتر از یک روش مجزا هستند. هرچه این سیستمها با صرفهتر هستند ولی به فعالیت بیشتری برای مهندسی مقدماتی و درک هر جزء از این سیستم هیبریدی نیاز است. از این رو دقت در انتخاب موارد بکارگیری این سیستمهای هیبریدی حائز اهمیت است. در سال ۱۹۹۹، دو محقق به نامهای Yeom و Yoo در یک سیستم هیبریدی خاص توانستند بنزن را با تلفیق بیوفیلتر و یک برج حبابی ( Bubble Column ) حذف کنند. آنها توانستند با تغییر دبی هوا و غلظت بنزن به راندمانهای حذف ۱۰۰-۶۵ درصدی دست یابند.
۲۹ آبان ۱۳۹۰